زندگی فلج شده

116

مهاجرین که از فامیل های ایشان جدا شدند دیده میشود که زندگی امینی دارند، مگر افکار آن پر از تشویش های در باره اعضای فامیل ایشان میباشد. جدای از خانواده باعث ایجاد علایم روانی شده و وفق یابی در کشور نو را دشوار میسازد.

نویسنده ها: ایلینا یوکنین، احمد زیدان، ایلین نیمینین، یوهانا هییتولا و ادریس بیان شینواری.

«وقتی تلفون به صدا میاید قلب مه به تپش شدید شروع میکند، بم بم بم. مه آرزو میکنم که خدا کند که هیچ چیزی اتفاق نیفتاده باشد.» به گفته یک مهاجر جوان که از فامیلش جدا شده.

امنیت اولیه اغلبآ به معنای عدم تهدید جسمی یا روانی و داشتن یک درآمد امن ، مسکن و همچنین دسترسی به پیشرفت های شخصی فهمیده می شود. به نظر میرسد این شرایط برای پناهندگان ساکن فنلاند تحقق یافته است. اما، بسیاری از افراد، که می توانند اقامت خود را براساس محافظت های بین المللی تأمین میکنند، ممکن است زندگی پراز ناامني داشته که از نظر جسمی و روحی بر آنها تأثیر می گذارد.

ناامنی وبسیاری از علائم مربوط به آن ناشی از مصاحبه ها با 40 پناهنده است که در مورد تجربات جدای از خانواده ایشان میباشند. احساس اصلی ارزو ویا تمایل به اتحاد مجدد نبوده، بلکه بسیاری از پناهندگان تا به اندازه نگران امنیت عزیزان خویش هستند تا که خود ایشان نمیتوانند زندگی عادی روزمره داشته باشند..

یکی از مرسوم ترین علائم جدایی خانواده، بی خوابی است. شب وقتی است که شما نمیتوانید افکار خود را با سایر فعالیت ها یا برخوردهای اجتماعی پر کنید. فکر شروع به مسابقه می کند و خاطرات زنده تر می شوند. اگر کسی بتواند بخوابد، کابوس ها، اغلب استراحت مسالمت آمیز را مختل می کنند. یک پدر، که در سفر به زور از خانواده خود جدا شده بود، گفت: که از آن زمان تاکنون نتوانسته است بخوابد. یکی از دوستانش هر شب به آپارتمان وی می رفت تا با هم باشند. این پدر جُز ویکی از محدود افراد خوش شانس بود که در آخر با خانواده خویش در فنلند پیوست. با این حال، او هنوز هم نمی تواند به تنهایی بخوابد گرچه خانواده وی در حال حاضر چهار سال با او یکجا زندگی میکند. خاطرات آسیب زا عمیقا ریشه دار هستند.

نگرانی مداوم همچنین می تواند به حالت عادئ جدیدی تبدیل شود. بسیاری از افرادی که با آنها مصاحبه کردیم به ما گفتند که زندگی آنها صرفاً یک مبارزه برای زنده ماندن است. فرد باید درس بخواند، سرگرمی داشته باشد، به بیرون برود وفعال باشد. درد بی صدا است که هنگام شب خود را نشان می دهد یا به عنوان یک بار سنگین کشانده می شود. وقتی گزینه ای وجود ندارد،  تبدیل به افراط میشود. “من باید به جلو حرکت کنم”، یک مصاحبه شونده گفت. گزینه دیگر کنار گذاشتن است – این مرد جوان نیز این موضوع را در نظر گرفته بود و خوشبختانه، وی با افکار خودکشی کمک دریافت نموده.

فکر کردن درباره خانواده ووطن یک شخص دشوار است، زیرا وسایل کمک به خانواده یک فرد محدود میباشد. اخبار مربوط به انفجارها هنگامی که وضیعت خانوادگی  یک خانواده ناشناخته باشد، موجب تشویش می شوند. آیا آنها در مناطقی هستند که بمب ها منفجر می شوند یا جایی امن هستند؟ برخی از مصاحبه شوندگان نمی فهمند خانواده آنها کجا اند و یا حتی اگرآنها زنده هم هستند یا خیر. با این حال، کسانی که درباره اعضای خانواده خود شنیده هم اند، اغلب تحت تأثیر اخبار سخت مداوم قرار میگرند.

یک مادر جوان، دور بودن از خانواده اش را نیمه فلج بودن توصیف کرد. نیمٔ وی با همراه مادر و خواهرش در ترکیه به سر می بردند، در حالی که نیمهٔ دیگر ناامیدانه سعی در ادامه زندگی در فنلند داشت، جایی که امیدواراست  فرزندانش با خوشحالی بزرگ شوند. این مادر احساس گناه میکند که وضیعت نا سالم داشته و تأثیر گذار بالای أطفال وی است،که در ذاتش یک فشار اضافی است که تحمل آن بسیار سخت است.

برخی از پناهندگان می گویند که آنها از خدمات بهداشتی روانی یا سایر مناطق کمک گرفته اند. با این حال، بسیاری از آنها بار خود را به تنهایی تحمل می کنند. گفتن به کسی اغلب بهترین گزینه نیست، زیرا به اشتراک گذاشتن تجربات بسیار دردناک است. و – بسیاری می گویند – حتی اگر به شما مشاوره ارائه شود، این مشاوره ها درمان خاص نمی کند. برای رفاه افراد و سازگاری پناهندگان، ساده تر کردن روند الحاق خانواده ضروری است. این روند در فنلاند از سال 2010 به صورت سیستماتیک دشوار تر شده است.

شرح سریال

این نوشتار وبلاگ اولین قسمت از مجموعه چند زبانهٔ سه بخش است که نتایج پروژه تحقیقاتی “جدایی خانواده ، وضعیت مهاجرت و ایمنی روزمره” را نشان می دهد. این پروژه تأثیر محدودیت های پالیسی مهاجرت را از نظر تجربه و سازماندهی ایمنی روزمره در بین مهاجران آسیب پذیر و خانواده های فرامنطقهٔ آنها را تحقیق و برسی می کند.

محقق ارشد خانم یوهانا هیتولا، در پروژه جدایی خانوادگی وضیعت مهاجرت و ایمنی و راهکاری های تجارب مهاجرین آسیب پذیر در (انستیتیوت مهاجرت فنلاند) مشغول به کار است. (۲۰۱۸- ۲۰۲۱ آکادمی فنلند).

ایلینا یوکینن، دانش آموز فاکولته جغرافیا در دانشگاه تورکو است و در حال حاضر در پایان نامه کارشناسی خود به عنوان دربخشی از پروژه  “جدایی خانوادگی، وضعیت مهاجرت و ایمنی روزمره: استراتژی ها و تجارب مهاجران آسیب پذیر (آکادمی فنلاند 2018-2021) کار می کند.

ادریس بیان شینواری، در حال حاضر مطالعات خود را در رشته خدمات اجتماعی در دانشگاه علوم کاربردی دیاکونیا تکمیل مینماید. او به عنوان معاون تحقیق در پروژه (جدای از خانواده، وضیعت مهاجرت و ایمنی روزمره: ستراتیژی ها وتجربه مهاجران آسیب پذیر.) ایفای وظیفه هم میکند.

او به عنوان دستیار تحقیق در موسسه مهاجرت فنلاند مشغول به کار است. ایلن نیمینین، فارغ التحصیل از دانشگاه تورکو و

احمد زیدان، شاعر و ژورنالیست از موسل، عراق بوده و او هم در پروژه (جدایی خانواده ، وضعیت مهاجرت و ایمنی روزمره: استراتیژی ها و تجربه مهاجرین آسیب پذیر.) بحیث معاون محقق ایفای وظیفه مینماید.

اینجا میتوانید پوست وبلاگ را به زبان های فنلندی، انگلیسی و عربی دریافت نماید.

 Finnish, English and Arabic.